عبدالله مستوفى
120
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
انبار موش زده ، و از استفاده انداخته است . فقط توانستم دو جلد از اين كتاب را در عوض نسخهء خطى ، بهزار زحمت از او بگيرم ، مابقى را يقينا بمقواسازها واگذار كرد كه از آن جلد كتاب بسازند . اين دو جلد را رفقا از من ميگرفتند و ميخواندند . تا سال 1311 كه در اصفهان بودم ، آقاى امير قلى امينى مدير روزنامهء اخگر ، اين رساله را در آنجا بطبع رساند . ضديت عملى با قرارداد يا جوانمردى يكى از واقعات گردش عيد 1299 كه همان روز عيد اتفاق افتاد ، انتحار سرتيپ فضل اللّه خان آقولى ، افسر رشيد امنيه بود . فضل اللّه خان و فرج اللّه خان برادر كوچكترش همانها بودند كه بمعرفى آقاى بينش ، من آنها را براى خدمت در ژاندارمرى ماليه ، به ماژور استكس معرفى كرده بودم . بعد از آنكه شوستر آمريكائى رفت و ژاندارمرى ماليه سر نگرفت ، عدهاى را كه ماژور انگليسى جمعآورى كرده بود ، تحويل كلنل يالمارس ، رئيس ژاندارمرى مملكتى دادند . فضل اللّه خان افسر رشيد فهميدهاى از كار درآمده بود . نميدانم مهاجرت كرد يا نه ، در هرحال همه او را دوست ميداشتند ، و آيندهء درخشانى براى او پيشبينى ميكردند . در كابينهء وثوق الدوله اكثر نقشههاى توسعهء امنيه بتوسط او انجام ميشد . گذشته از مزاياى اخلاقى و معنوى ، از حيث قامت و قواره هم مرد برازندهاى بود . خودكشى اين افسر آرام باوقار متين ، كه بايد همهگونه اميدوارى بآينده و زندگى و رياست و قدرت داشته باشد ، همهكس را بحيرت افكند . اگرچه همانروزها هم مردم حدس ميزدند ولى بعدها معلوم شد ، كه اين انتحار بسبب اطلاع يافتن از چگونگى تشكيلات قشونى آيندهء كشور بوده است كه افسر نجيب وطنپرست نتوانسته است خود را به آن راضى كند و چون خود در كميسيون نقشهء انگليسها براى قشون آيندهء ايران وارد ، و يكى از اعضاء بوده ، قبل از تصويب و امضاى نقشه ، انتحار كرده ، و با اين ضديت عملى ، خود را از زندگى سراپا ننگ آينده خلاص نموده است . باز هم مار و پونه در تشييع جنازهء او ، چه از طرف مقامات دولتى و چه از طرف مردم ، كه سبب اين واقعه را به خوبى حس كرده بودند ، تجليل فراوانى به عمل آمد . نامش زندهء جاويد باد . ماه حمل گذشت . نظرم نيست چندم ثور و چه روزى از ماه رمضان بود ، كه نزديك ظهر ، از وزارت ماليه مرا با تلفن احضار كردند . بعد از ظهر بوزارتخانه رفتم . ميرزا عيسى خان فيض ، معاون وزارت ماليه مرا پذيرفت . ارميتاژ اسميت انگليسى بموجب قرارداد وثوق الدوله ، با سمت مستشار كل ماليه چند ماهى بود وارد و مشغول رتق و فتق امور ماليه گشته بود . بمناسبت دانستن زبان انگليسى ، از ميرزا عيسى خان بهترى براى معاونت وزارت ماليه نداشتند . تمام كارها را او بهم ميبست « 1 » . آقاى معاون فرمودند : « مستر هارت مفتش كل ماليه بامر وزارتخانه ميخواهد تفتيشى در ادارات ماليهء جنوب بكند . يكنفر شخص بصير باوضاع ماليه بايد همراه او باشد
--> ( 1 ) - جناب آقاى اعتلاء الملك خلعتبرى سناتور فعلى در اينوقت وزير ماليه بود .